معين الدين نطنزى
237
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ذكر توجّه سلطان صاحبقران به فتح خراسان و نامزد گردانيدن حكومت آن مملكت را به اميرزاده ميرانشاه چون امير صاحبقران از فتح خوارزم فارغ شد اميرزاده ميرانشاه را با پنجاه قشون ايل و الوس كوچانيده مقرّر فرمود كه در جلگهء بلخ بنشينند . بعد از آن انگيز قوريلتاى بزرگ بفرمود و ملك غياث الدّين هرات و على بيك كلات را با ساير سرداران خراسان طلب فرمود . على بيك بيامد امّا ملك غياث الدّين به واسطهء آنكه هنوز ارتفاع ولايات را به انبارهاى قلاع نكشيده بود فرصتى انگيخت و جواب نوشت كه : تا حاجى سيف الدّين نيايد رفتن من متعذّر است . امير صاحبقران به جهت اقامت حجّت حاجى سيف الدّين را فرستاد . ملك غياث الدّين بر وعدهء خود وفا نكرد ، بعد از آنكه ما فى الضّمير او امير صاحبقران را معلوم شد بفرمود تا در آن پاييز اميرزاده ميرانشاه لشكر به نواحى هرات برد و تا حدود بادغيز [ - بادغيس ] اكثر ولايات را نهب و تاراج كرده بازگرديد . چون بهار سال تاووغ ييل ، مطابق سنهء ثلاث و ثمانين و سبع مايه ( 783 ه / 1381 م ) فرستادگان على بيك برسيدند و امير صاحبقران را به يورش خراسان ترغيب كرده چنان نمودند كه در روزى معيّن على بيك با لشكر جاونى قربان بر كنار آب مرغاب ملحق خواهد شد ، امير صاحبقران ايشان را زود بازگردانيد و با لشكرهاى تمام به عزم فتح خراسان توجّه نمود . على بيك تخلّف كرد و نيامد ، امير صاحبقران ملتفت نشد و نخست به محاصرهء قلعهء فوشنج كه سختترين قلاع خراسان است ، مشغول گرديد . چون صدمهء اوّل بود و مىخواست كه سهم او در دل اهل خراسان بنشيند چنان ياساق كرد كه امرا و شاهزادگان به نفس خود كوشش نموده جنگ كنند ؛ و خود نيز همپاى بهادران تنگاتنگ دروازه فرود آمد . دو تير بر سپر مباركش آمده بود و ملتفت نمىشد ، تا از نتيجهء آن سعى ، حصنى چنان حصين را به يك لحظه فتح نمودند . ملك غياث الدين از سهم آن خبر به دستوپاى فرومرد و دانست كه مقدّمهء